غزل شمارهٔ ۴۴
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
دوست چنان باید کان منست
۲
عشق نهانی چه نهان منست
۳
عاشق و معشوق چو ما در جهان
۴
نیست دگر آنچه گمان منست
۵
جان جهان خواند مرا آن صنم
۶
تا بزیم جان جهان منست
۷
کیست درین عالم کو را دگر
۸
یار وفادار چنان منست
۹
حال ببین پیش بپرس از همه
۱۰
تا تو نگویی به زبان منست
۱۱
دوش مرا گفت که آن توام
۱۲
آن منست ار چه نه آن منست