سنایی · دیوان اشعار

غزل شمارهٔ ۶۶

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
سرگران از چشم دلبر دوش چون بر ما گذشت
۲
اشک خون کردم ز غم چون بر من از عمدا گذشت
۳
من ز غم رفتم ولی ترسیدم از نظاره‌ای
۴
کاندرین ساعت برین ره حور یا حورا گذشت
۵
گفت خورشید خرامان دیدم و ماه سما
۶
کز تکبر دوش او ابر بر زهرهٔ زهرا گذشت
۷
لولو لال همی بارم ز عشقش در کنار
۸
کز کنارم ناگهان آن لولو لالا گذشت
۹
با خط مشکین ز سیمین عارضی کایزد نهاد
۱۰
مورچه گویی به عمدا بر رهی بیضا گذشت
۱۱
آنچه بر جانم رسید از عشق آن سیمین صنم
۱۲
صد یکی زان بالله ار بر وامق و عذرا گذشت
۱۳
حلقهٔ زلفش بدی چون عروةالوثقی مرا
۱۴
ای مسلمانان فغان کان عروةالوثقا گذشت
۱۵
دین و دنیا گفتمی در بازم اندر کار عشق
۱۶
کار من با او کنون از دین و از دنیا گذشت

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.