سنایی · دیوان اشعار

غزل شمارهٔ ۷۱

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
چه خواهی کرد قرایی و طامات
۲
تماشا کرد خواهی در خرابات
۳
زمانی با غریبان نرد بازم
۴
زمانی گرد سازم با لباسات
۵
گهی شه رخ نهم بر نطع شطرنج
۶
گهی شه پیل خواهم گاه شهمات
۷
گهی همچون لبک در نالش آیم
۸
گهی با ساتکینی در مناجات
۹
گهی رخ را نهاده بر زمین پست
۱۰
گهی نعره کشیده در سماوات
۱۱
چنان گشتم ز مستی و خرابی
۱۲
که نشناسم عبارات از اشارات
۱۳
نه مطرب را شناسم از موذن
۱۴
نه دستان را شناسم از تحیات
۱۵
شنیدم من که شاهی بنده را گفت
۱۶
که تو عبد منی پیش آر حاجات
۱۷
همی گفت ای سنایی توبه ننیوش
۱۸
که من باشم بپاهم در مناجات

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.