Research Contextبرای نگه‌داشتن مسیر پژوهش وارد شوید.
ورود پژوهشگر
سنایی · دیوان اشعار

غزل شمارهٔ ۷۸

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
اندر دل من عشق تو نور یقینست
۲
بر دیدهٔ من نام تو چون نقش نگینست
۳
در طبع من و همت من تا به قیامت
۴
مهر تو چو جنانست و وفای تو چو دینست
۵
تو بازپسین یار منی و غم عشقت
۶
جان تو که همراه دم بازپسینست
۷
گویی ببر از صحبت نا اهل بر من
۸
از جان به برم گر همه مقصود تو اینست
۹
آن را غرض صحبت دیدار تو باشد
۱۰
او را چه غم تاش و چه پروای تکینست
۱۱
امید وصال تو مرا عمر بیفزود
۱۲
خود وصل چه چیزست که امید چنینست
۱۳
گفتم که ترا بنده نباشد چو سنایی
۱۴
نوک مژه بر هم زد یعنی که همینست

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.