Research Contextدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
سنایی · دیوان اشعار

غزل شمارهٔ ۸۷

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
معشوق به سامان شد تا باد چنین باد
۲
کفرش همه ایمان شد تا باد چنین باد
۳
زان لب که همی زهر فشاندی به تکبر
۴
اکنون شکر افشان شد تا باد چنین باد
۵
آن غمزه که بد بودی با مدعی سست
۶
امروز بتر زان شد تا باد چنین باد
۷
آن رخ که شکر بود نهانش به لطافت
۸
اکنون شکرستان شد تا باد چنین باد
۹
حاسد که چو دامنش ببوسید همی پای
۱۰
بی سر چو گریبان شد تا باد چنین باد
۱۱
نعلی که بینداخت همی مرکبش از پای
۱۲
تاج سر سلطان شد تا باد چنین باد
۱۳
پیداش جفا بودی و پنهانش لطافت
۱۴
پیداش چو پنهان شد تا باد چنین باد
۱۵
چون گل همه تن بودی تا بود چنین بود
۱۶
چون باده همه جان شد تا باد چنین باد
۱۷
دیوی که بر آن کفر همی داشت مر او را
۱۸
آن دیو مسلمان شد تا باد چنین باد
۱۹
تا لاجرم از شکر سنایی چو سنایی
۲۰
مشهور خراسان شد تا باد چنین باد

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.