غزل شمارهٔ ۱۰۵
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
عاشقی تا در دل ما راه کرد
۲
اغلب انفاس ما را آه کرد
۳
بود هر باری دلم عاشق به طوع
۴
برد و زیر پای عشق اکراه کرد
۵
عیش چون نوش مرا چون زهر کرد
۶
صبر چون کوه مرا چون کاه کرد
۷
باز در شهر مسلمانان مغی
۸
کرد ما را بسته و ناگاه کرد
۹
از تن باریک من زنار ساخت
۱۰
وز دل سنگینم آتشگاه کرد
۱۱
با همه محنت که دیدم من به عشق
۱۲
کو مرا بی قدر و آب و جاه کرد
۱۳
نیک خواهم عشق را گر چه مرا
۱۴
او به کام دشمن و بدخواه کرد