Research Contextدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
سنایی · دیوان اشعار

غزل شمارهٔ ۱۳۱

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
هزار سال به امید تو توانم بود
۲
هر آنگهی که بیایم هنوز باشد زود
۳
مرا وصال نباید همان امید خوشست
۴
نه هر که رفت رسید و نه هر که کشت درود
۵
مرا هوای تو غالب شدست بر یک حال
۶
نه از جفای تو کم شد نه از وفا افزود
۷
من از تو هیچ ندیدم هنوز خواهم دید
۸
ز شیر صورت او دیدم و ز آتش دود
۹
همیشه صید تو خواهم بدن که چهرهٔ تو
۱۰
نمودنی بنمود و ربودنی بربود

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.