Research Contextدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
سنایی · دیوان اشعار

غزل شمارهٔ ۱۴۰

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
تا رقم عاشقی در دلم آمد پدید
۲
عاشقی از جان من نبست آدم برید
۳
در صفت عاشقی لفظ و عبارت بسوخت
۴
حرف و بیان شد نهان نام و نشان شد پدید
۵
قافله اندر گذشت راه ز ما شد نهان
۶
گشت ز ما منقطع هر که به ما در رسید
۷
مشکل درد مرا چرخ نداند گشاد
۸
محمل عشق مرا خاک نیارد کشید
۹
ای پسر از هر چه هست دست بشوی و برو
۱۰
راه خرابات گیر رود و سرود و نبید

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.