Research Contextدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
سنایی · دیوان اشعار

غزل شمارهٔ ۱۴۸

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
هر که در بند خویشتن نبود
۲
وثن خویش را شمن نبود
۳
آنکه خالی شود ز خویشی خویش
۴
خویشی خویش را وطن نبود
۵
من مگوی ار ز خویش بی خبری
۶
زان که از خویش مرده من نبود
۷
در خرابات هر که مرد از خویش
۸
تن او را ز من کفن نبود
۹
ارنه‌ای مرده هر چه خواهی گوی
۱۰
از همه جز منت سخن نبود
۱۱
با سنایی ازین خصومت نیست
۱۲
زین خصومت ورا حزن نبود
۱۳
مست باش ای پسر که مستان را
۱۴
دل به تیمار ممتحن نبود
۱۵
راستی را همی چو خواهی کرد
۱۶
نیستی جز هلاک تن نبود

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.