غزل شمارهٔ ۱۶۵
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
ماهی که ز رخسارش فتنهست به چین اندر
۲
وز طرهٔ طرارش رخنهست بدین اندر
۳
افسون لب عیسی دارد به دهان اندر
۴
برهان کف موسی دارد به جبین اندر
۵
کز نوک سلیمانی بر طرف کمر دارد
۶
وز ننگ سلیمان را دارد به نگین اندر
۷
از طلعت و رخسارش خورشید چو مظلومان
۸
افتد ز فلک هر دم پیشش به زمین اندر
۹
خرم بود آن روزی کز بهر طرب دارم
۱۰
زلفش به یسار اندر ساغر به یمین اندر