غزل شمارهٔ ۱۷۹
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
ساقیا می ده و نمی کم گیر
۲
وز سر زلف خود خمی کم گیر
۳
گر به یک دم بماندهای در دام
۴
جستی از دام پس دمی کم گیر
۵
رو که عیسی دلیل و همره تست
۶
ره همی رو تو مریمی کم گیر
۷
عالمی علم بر تو جمع شدست
۸
علم باقیست عالمی کم گیر
۹
ز کما بیش بر تو نقصان نیست
۱۰
چون تو بیشی ز کم کمی کم گیر
۱۱
بم گسسته ست زیر و زار خوشست
۱۲
زحمت زخمه را به می کم گیر
۱۳
گر سنایی غمیست بر دل تو
۱۴
یا غمی باش یا غمی کم گیر