غزل شمارهٔ ۱۸۱
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
سکوت معنویان را بیا و کار بساز
۲
لباس مدعیان را بسوز و دور انداز
۳
سکوت معنویان چیست عجز و خاموشی
۴
لباس مدعیان چیست گفتگوی دراز
۵
مرا که فتنه و پروانهٔ بلا کردند
۶
هزار مشعلهٔ شمع با دلم انباز
۷
به گرد خویش همی پرم و همی گویم
۸
گهی بسوزد آخر فذلک پرواز
۹
قمار خانهٔ دل را همیشه در بازست
۱۰
نکرد هیچ کس این در به روی خلق فراز
۱۱
به برده شاد مباش وز مانده طیره مشو
۱۲
برو بباز بیار و همی به یار بباز