غزل شمارهٔ ۱۸۸
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
ای ز ما سیر آمده بدرود باش
۲
ما نه خشنودیم تو خشنود باش
۳
کشته ما را گر فراقت ای صنم
۴
تو به خون کشتگان ماخوذ باش
۵
غرقه در دریای هجران توام
۶
دلبرا دریاب ما را زود باش
۷
هجر تو بر ما زیانیها نمود
۸
تو به وصلت دیگران را سود باش
۹
در فراقت کار ما از دست شد
۱۰
گر نگیری دست ما بدرود باش
۱۱
ای سنایی در شبستان غمش
۱۲
گر چه همچون نار بودی دود باش