غزل شمارهٔ ۲۰۳
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
دوش تا روز من از عشق تو بودم به خروش
۲
تو چه دانی که چه بود از غم تو بر من دوش
۳
می زدم آب صبوری زد و دیده بر دل
۴
چون دل از آتش عشق تو برآوری جوش
۵
گاه چون نای بدم از غم تو با ناله
۶
گاه بودم چو کمانچه ز فراقت به خروش
۷
هر شبم وعده دهی کایم و نایی بر من
۸
چند ازین عشوه خرم من ز تو ای عشوه فروش
۹
هم به جان تو که بر یاد لب نوشینت
۱۰
هر چه در عالم زهرست توان کردن نوش