غزل شمارهٔ ۲۱۱
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
ای زلف تو بند و دام عاشق
۲
ای روی تو ناز و کام عاشق
۳
در جستن تو بسی جهانها
۴
بگذشته به زیر گام عاشق
۵
بنمای جمال خویش و بفزای
۶
در منزلت و مقام عاشق
۷
وز شربت لطف خویش تر کن
۸
آخر یک روز کام عاشق
۹
وز بادهٔ وصل خویش پر کن
۱۰
یک شب صنما تو جام عاشق
۱۱
اکنون که همه جهان بدانست
۱۲
از عشق تو ننگ و نام عاشق
۱۳
بشنو جانا تو از سنایی
۱۴
تا بگذارد پیام عاشق
۱۵
بر عاشق اگر سلام نکنی
۱۶
باری بشنو سلام عاشق