Research Contextدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
سنایی · دیوان اشعار

غزل شمارهٔ ۲۲۰

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
هر شب نماز شام بود شادیم تمام
۲
کاید رسول دوست هلا نزد ما خرام
۳
خورشید هر کسی که شب آید فرو رود
۴
خورشید ما برآید هر شب نماز شام
۵
روز فراق رفت و برآمد شب وصال
۶
ای روز منقطع شو و ای شب علی الدوام
۷
ای دوست تا تو باشی اندوه کی بود
۸
تا جان بود به تن تو خداوند و من غلام
۹
هر گه که خدمت آیم ای دوست پیش تو
۱۰
شادی حلال گردد اندوه و غم حرام

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.