غزل شمارهٔ ۲۴۰
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
تا به رخسار تو نگه کردم
۲
عیش بر خویشتن تبه کردم
۳
تا ره کوی تو بدانستم
۴
بر رخ از خون دیده ره کردم
۵
تا سر زلف تو ربود دلم
۶
روز چون زلف تو سیه کردم
۷
دست بر دل هزار بار زدم
۸
خاک بر سر هزار ره کردم
۹
کردگارت ز بهر فتنه نگاشت
۱۰
نیک در کار تو نگه کردم
۱۱
گنه آن کردم ای نگار که دوش
۱۲
صفت روی تو به مه کردم
۱۳
عذر دوشینه خواستم امروز
۱۴
توبه کردم اگر گنه کردم