Research Contextدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
سنایی · دیوان اشعار

غزل شمارهٔ ۲۵۱

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
ای چهرهٔ تو چراغ عالم
۲
با دیدن تو کجا بود غم
۳
شد خلد به روی تو سرایم
۴
بی روی تو خلد شد جهنم
۵
ای شمسهٔ نیکوان به خوبی
۶
چون تو دگری نزاد ز آدم
۷
کوی تو شدست باغ عشاق
۸
باریده بر او ز دیده هانم
۹
بندیست نهان ز بند زلفت
۱۰
بر جان و دل رهیت محکم
۱۱
هر روز همی شود به نوعی
۱۲
حسن تو فزون و صبر من کم
۱۳
گر بود مرا پری به فرمان
۱۴
ور باشد ملک و ملکت جم
۱۵
بر زد نتوان به شادکامی
۱۶
بی روی تو ای نگار یک دم
۱۷
ای جان من و دو دیده بر من
۱۸
چون دیدهٔ مور گشت عالم
۱۹
آخر به سر آید این شب هجر
۲۰
وین صبح وصال بردمد هم
۲۱
گر بر لبم آید آن لبانت
۲۲
هرگز نزنم من آتشین دم

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.