Research Contextدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
سنایی · دیوان اشعار

غزل شمارهٔ ۲۸۵

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
خیز تا دامن ز چرخ هفتمین برتر کشیم
۲
هفت کشور را به دور ساغری اندر کشیم
۳
هفت گردون مختصر باشد به پیش مرد عشق
۴
شاید ار دامن ز کون مختصر برتر کشیم
۵
نفس ما خصمی عظیم اندر نهاد راه ماست
۶
غزو اکبر باشد ار در روی او خنجر کشیم
۷
پای ما در دام عشق خوبرویان بسته شد
۸
زین قبل درد و بلای عاشقی بر سر کشیم
۹
قصر قیصروان کسری گر نباشد گو مباش
۱۰
ما به مردی حلقه در گوش دو صد قیصر کشیم
۱۱
گر نشیند گرد کوی دوست بر رخسار ما
۱۲
خط عزل از جان و دل بر مشک و بر عنبر کشیم
۱۳
این همه تر دامنان را خشک بادا دست و پا
۱۴
خیز تا خط فنا گرد سنایی برکشیم
۱۵
در کلاه او اگر پشمی‌ست آتش در زنیم
۱۶
عقل و هوش خویشتن یک دم به مستی در کشیم

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.