غزل شمارهٔ ۲۸۷
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
گرچه از جمع بی نیازانیم
۲
عاشق عشق و عشقبازانیم
۳
منصف منصف خراباتیم
۴
کعبهٔ کعبتین بازانیم
۵
گاه سوزان در آتش عشقیم
۶
گاه از سوز رود سازانیم
۷
همچو مرغ از قفس شکسته شدیم
۸
همچو شمع از هوس گدازانیم
۹
گر چه کبکیم در ممالک خویش
۱۰
مانده در جستجوی بازانیم
۱۱
مرغزار وصال یافتهایم
۱۲
چون سنایی درو گرازانیم
۱۳
زاهدا خیز و در نماز آویز
۱۴
زان که ما خاک بینیازانیم
۱۵
گر تو از طوع و طاعه مینازی
۱۶
ما همیشه ز شوق نازانیم