غزل شمارهٔ ۳۰۶
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
تخم بد کردن نباید کاشتن
۲
پشت بر عاشق نباید داشتن
۳
ای صنم ار تو بخواهی بنده را
۴
زین سپس دانی نکوتر داشتن
۵
چند ازین آیات نخوت خواندن
۶
چند ازین رایات عجب افراشتن
۷
نقش چین باید ز سینه محو کرد
۸
صورت مهر و وفا بنگاشتن
۹
چند ازین شاخ وفاها سوختن
۱۰
چند ازین تخم جفاها کاشتن
۱۱
خوب نبود بر چو من بیچارهای
۱۲
لشکر جور و جفا بگماشتن
۱۳
زشت باشد با چو من درماندهای
۱۴
شرط و رسم مردمی نگذاشتن
۱۵
در صف رندان و قلاشان خویش
۱۶
کمترین کس بایدم پنداشتن