غزل شمارهٔ ۳۱۴
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
گر رهی خواهی زدن بر پردهٔ عشاق زن
۲
من نخواهم جفت را از جفت بگذر طاق زن
۳
این سخن بگذشت از افلاک و از آفاق نیز
۴
قصهٔ افلاک را بر تارک آفاق زن
۵
خواجگی در خانه نه پس آب را در خاک بند
۶
مهتری بر طاق نه پس آتش اندر طاق زن
۷
جرعهای درد صفا در ریز بر اصحاب درد
۸
خرقه پوشان ریا را بر قفا مخراق زن
۹
این دقیقه دید نتوان کار از آن عالیترست
۱۰
لاف دقاقی برو با بوعلی دقاق زن