غزل شمارهٔ ۳۲۲
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
این که فرمودت که رو با عاشقان بیداد کن
۲
دوستانرا رنجه دار و دشمنان را شاد کن
۳
حسن را بنیاد افگندی چنان محکم که هست
۴
جز «و یبقی وجه ربک» نقش را بنیاد کن
۵
ملک حسنت چون نخواهد ماند با تو جاودان
۶
چند ازین بیداد خواهد بود لختی داد کن
۷
ای عمل تقدیر کرده بر تو دوران فلک
۸
ساعتی از عزل معزولان عالم یاد کن
۹
پیش ما گشت زمانه خرمن غم توده کرد
۱۰
خرمن غمهای ما را بر بر آتش باد کن
۱۱
از برای این جهان و آن جهان ای دلربای
۱۲
دست آن داری به خرما را ز هجر آزاد کن