Research Contextدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
سنایی · دیوان اشعار

غزل شمارهٔ ۳۲۵

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
غریب و عاشقم بر من نظر کن
۲
به نزد عاشقان یک شب گذر کن
۳
ببین آن روی زرد و چشم گریان
۴
ز بد عهدی دل خود را خبر کن
۵
ترا رخصت که داد ای مهر پرور
۶
که جان عاشقان زیر و زبر کن
۷
نه بس کاریست کشتن عاشقان را
۸
برو فرمان بر و کار دگر کن
۹
سنایی رفت و با خود برد هجران
۱۰
تو نامش عاشق خسته جگر کن
۱۱
ولیکن چون سحرگاهان بنالد
۱۲
ز آه او سحرگاهان حذر کن

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.