غزل شمارهٔ ۳۲۹
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
جانا دل دشمنان حزین کن
۲
با خود شبکی مرا قرین کن
۳
تیغ عشرت ز باده برکش
۴
اسب شادی به زیر زین کن
۵
من خاتم کردهام دو بازو
۶
خود را به میان این نگین کن
۷
تا جان من از رخت نسوزد
۸
رخ زیر دو زلف خود دفین کن
۹
تا عیش عدو چو زهر گردد
۱۰
با ما سخنان چو انگبین کن
۱۱
بی باده مباش و بی رهی هیچ
۱۲
کوری همه دشمنان چنین کن