غزل شمارهٔ ۳۴۲
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
اسب را باز کشیدی در زین
۲
راه را کردی بر خانه گزین
۳
راه بیداری آوردی پیش
۴
دل من کردی گمراه و حزین
۵
بدل و شق بپوشیدی درع
۶
بدل جام گرفتی زوبین
۷
دست بردی به سوی تیر و کمان
۸
روی دادی به سوی حرب و کمین
۹
نه براندیشی از کرب زمان
۱۰
نه ببخشایی بر خلق زمین
۱۱
تا نبینم رخ چون ماه ترا
۱۲
بارم از دیده به رخ بر پروین
۱۳
چون بخسبم ز فراق تو مرا
۱۴
غم بود بستر و حیرت بالین
