غزل شمارهٔ ۳۶۴
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
ای خواب ز چشم من برون شو
۲
ای مهر درین دلم فزون شو
۳
ای دیده تو خون ناب میریز
۴
ای قد کشیده سرنگون شو
۵
آتش به صفات خویش در زن
۶
از هستی خویشتن برون شو
۷
زان سگ بچهای به کتف برگیر
۸
ناگاه به رستهٔ درون شو
۹
میگیر درم قفا همی خور
۱۰
با رندی و عیبها عیون شو
۱۱
کر مسجد را همی نخوانی
۱۲
با مهتر تونیان بتون شو
