زمینه پژوهشدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
متن اصلی فارسی · بدون ترجمهٔ خودکاربازگشت به اثرآثار این شاعربررسی معنای ادبی ↓
سنایی · دیوان اشعار

غزل شمارهٔ ۳۸۸

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
ای کرده دلم سوختهٔ درد جدایی
۲
از محنت تو نیست مرا روی رهایی
۳
معذوری اگر یاد همی نایدت از ما
۴
زیرا که نداری خبر از درد جدایی
۵
در فرقت تو عمر عزیزم به سر آمد
۶
بر آرزوی آنکه تو روزی به من آیی
۷
من بی‌تو همی هیچ ندانم که کجایم
۸
ای از بر من دور ندانم که کجایی
۹
گیرم نشوی ساخته بر من ز تکبر
۱۰
تا که من دلسوخته را رنج نمایی
۱۱
ایزد چو بدادست به خوبی همه دادت
۱۲
نیکو نبود گر تو به بیداد گرایی
۱۳
بیداد مکن کز تو پسندیده نباشد
۱۴
زیرا که تو بس خوبی چون شعر سنایی

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.

از این شعر به پژوهش بروید

موضوع خود را وارد کنید؛ شاعر و اثرِ این شعر در محدوده باقی می‌مانند.