زمینه پژوهشدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
متن اصلی فارسی · بدون ترجمهٔ خودکاربازگشت به اثرآثار این شاعربررسی معنای ادبی ↓
سنایی · دیوان اشعار

غزل شمارهٔ ۳۹۰

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
ای لعل ترا هر دم دعوی خدایی
۲
برخاسته از راه تو چونی و چرایی
۳
با جزع تو و لعل تو بر درگه حسنت
۴
عیسی به تعلم شده موسی به گدایی
۵
پیش تو همی گردم در خون دو دیده
۶
می‌بینی و می‌پرسی ای خواجه کجایی
۷
گفتی که چه می‌سازی بی صبر دل و جان
۸
جانا چه توان ساخت بدین رخت و کیایی
۹
آنکس که به سودای تو از خود نشود دور
۱۰
سستست به کار خود چون بت به خدایی
۱۱
از جمع غلامان تو حقا که درین شهر
۱۲
یک بنده ترا نیست به مانند سنایی

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.

از این شعر به پژوهش بروید

موضوع خود را وارد کنید؛ شاعر و اثرِ این شعر در محدوده باقی می‌مانند.