زمینه پژوهشدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
متن اصلی فارسی · بدون ترجمهٔ خودکاربازگشت به اثرآثار این شاعربررسی معنای ادبی ↓
سنایی · دیوان اشعار

غزل شمارهٔ ۴۰۵

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
ای راه ترا دلیل دردی
۲
فردی تو و آشنات فردی
۳
از دام تو دانه‌ای و مرغی
۴
در جام تو قطره‌ای و مردی
۵
بی روی تو روح چیست بادی
۶
با زلف تو شخص کیست گردی
۷
خارست همه جهان و آنگه
۸
روی تو در آن میانه وردی
۹
در کوی تو نیست تشنگان را
۱۰
جز خاک در تو آبخوردی
۱۱
در راه تو نیست عاشقان را
۱۲
جز داعیهٔ تو ره‌نوردی
۱۳
در تو که رسد به دستمزدی
۱۴
تا از تو نبود پایمردی
۱۵
در عشق تو خود وفا کی آید
۱۶
از خشک و تری و گرم و سردی
۱۷
نیک‌ست که آینه نداری
۱۸
تا هست شفات نیست دردی
۱۹
از آینه‌ای بدی به دستت
۲۰
چشم تو ترا به چشم کردی
۲۱
در شهر تو نیست جز سنایی
۲۲
بی‌وصل تو جز که یاوه گردی

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.

از این شعر به پژوهش بروید

موضوع خود را وارد کنید؛ شاعر و اثرِ این شعر در محدوده باقی می‌مانند.