غزل شمارهٔ ۴۰۷
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
زان خط که تو بر عارض گلنار کشیدی
۲
ابدال جهان را همه در کار کشیدی
۳
بر ماه به پرگار کشیدی خط مشکین
۴
دلها همه در نقطهٔ پرگار کشیدی
۵
هر دل که ترا جست چو دیوانهٔ مستی
۶
در سلسلهٔ زلف زرهدار کشیدی
۷
زنار پرستی مکن ای بت که جهانی
۸
در سلسلهٔ زلف چو زنار کشیدی
۹
بس زاهد و عابد که بر آن طرهٔ طرار
۱۰
از صومعه در خانهٔ خمار کشیدی
۱۱
هر دل که سرافراشت به دعوی صبوری
۱۲
او را به سوی خویش نگونسار کشیدی
