غزل شمارهٔ ۴۳۴
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
گفتی که نخواهیم ترا گر بت چینی
۲
ظنم نه چنان بود که با ما تو چنینی
۳
بر آتش تیزم بنشانی بنشینم
۴
بر دیدهٔ خویشت بنشانم ننشینی
۵
ای بس که بجویی تو مرا باز نیابی
۶
ای بس که بپویی و مرا باز نبینی
۷
با من به زبانی و به دل باد گرانی
۸
هم دوستتر از من نبود هر که گزینی
۹
من بر سر صلحم تو چرا جنگ گزینی
۱۰
من بر سر مهرم تو چرا بر سر کینی
۱۱
گویی دگری گیر مها شرط نباشد
۱۲
تو یار نخستین من و باز پسینی
