زمینه پژوهشدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
متن اصلی فارسی · بدون ترجمهٔ خودکاربازگشت به اثرآثار این شاعربررسی معنای ادبی ↓
سنایی · دیوان اشعار

قصیدهٔ شمارهٔ ۱۰ - در تواضع اهل حق

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
شاه را خواهی که بینی، خاک شو درگاه را
۲
ز آبرو آبی بزن درگاه شاهنشاه را
۳
نعل کن چون چتر او دیدی کلاه چرخ را
۴
چاک زن چون روی او دیدی قبای ماه را
۵
چون کله بر سر نشین دزدان افسر جوی را
۶
چون خرد در جان نشان رندان لشکرگاه را
۷
از برای عز دیدار سیاوخشی و شش
۸
همچو بیژن بند کن در چاه خواری جاه را
۹
عافیت را سر بزن بهر کمال عشق را
۱۰
عاقبت را دم بزن بهر جمال راه را
۱۱
هم به چشم شاه روی شاه خواهی دید و بس
۱۲
دیده اندر کار شه کن کوری بدخواه را
۱۳
آه غمازست اندر راه عشق و عاشقی
۱۴
بند برنه در نهانخانهٔ خموشی آه را
۱۵
از سر آزاد مردی تیغی از غیرت بزن
۱۶
هم شفاعت جوی را کش، هم شفاعت خواه را
۱۷
درد عشق از مرد عاشق پرس از عاقل مپرس
۱۸
کگهی نبود ز آب و جاه یوسف چاه را
۱۹
عقل بافنده‌ست منشان عقل را بر تخت عشق
۲۰
آسمان عشاق را به ریسمان جولاه را
۲۱
گر سپر بفگند عقل از عشق گو بفگن رواست
۲۲
روی خاتون سرخ باید خاک بر سر داه را
۲۳
پیش گیر اندر طلب راه دراز آهنگ و تنگ
۲۴
گو دل اندر شک شکن، صبر زبان کوتاه را
۲۵
درد موسی‌وار خواهی جام فرعونی طلب
۲۶
باده‌های عافیت سوز و ملامت کاه را
۲۷
هر غم و شادی که از عشقت هم عشقست از آنک
۲۸
بار عندالله باشد تخم عبدالله را
۲۹
کاه گرداند وفای عشق تا برجانت نیز
۳۰
حکم نبود عقل شغل افزای کارآگاه را
۳۱
باد کبر از سر بنه در دل برافراز آتشی
۳۲
پس برآن آتش بسوزان آبگون درگاه را
۳۳
چون شدی کاهی سنایی گردکاهی گرد و بس
۳۴
زان که کاهی به شناسد قدر و قیمت کاه را

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.

از این شعر به پژوهش بروید

موضوع خود را وارد کنید؛ شاعر و اثرِ این شعر در محدوده باقی می‌مانند.