زمینه پژوهشدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
متن اصلی فارسی · بدون ترجمهٔ خودکاربازگشت به اثرآثار این شاعربررسی معنای ادبی ↓
سنایی · دیوان اشعار

قصیدهٔ شمارهٔ ۱۳

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
ای ازل دایه بوده جان ترا
۲
وی خرد مایه داده کان ترا
۳
ای جهان کرده آستین پر جان
۴
از پی نثر آستان ترا
۵
سالها بهر انس روح‌القدس
۶
بلبلی کرده بوستان ترا
۷
شسته از آب زندگانی روح
۸
از پی فتنه ارغوان ترا
۹
کرده ایزد ز کارخانهٔ عقل
۱۰
سیرت و خوی و طبع و سان ترا
۱۱
تیرهای یقین به شاگردی
۱۲
چون کمان بوده مر گمان ترا
۱۳
کرده بر روی آفتاب فلک
۱۴
نقش دستان و داستان ترا
۱۵
نور روی از سیاهی مویت
۱۶
کرده مغزول پاسبان ترا
۱۷
از برای خمار مستانت
۱۸
نوش دان کرده بوسه‌دان ترا
۱۹
از برون تن تو بتوان دید
۲۰
از لطیفی درون جان ترا
۲۱
پرده داری به داد گویی طبع
۲۲
از پی مغز استخوان ترا
۲۳
از نحیفی همی نبیند هیچ
۲۴
چشم سر صورت دهان ترا
۲۵
از لطیفی همی نیابد باز
۲۶
چشم سر سیرت نهان ترا
۲۷
در میانست هر کرا هستی‌ست
۲۸
از پی نیستی میان ترا
۲۹
هیچ باکی مدار گر زه نیست
۳۰
آن کمان شکل ابروان ترا
۳۱
زان که تیر فلک همی هر دم
۳۲
زه کند در ثنا کمان ترا
۳۳
تا چسان دو لبت رها کرده
۳۴
ناتوان نرگس توان ترا
۳۵
زان دو تا عیسی و دو تا بیمار
۳۶
شرم ناید همی روان ترا
۳۷
از پی چه معالجت نکنند
۳۸
آن دو عیسی دو ناتوان ترا
۳۹
ای وفا همعنان عنای ترا
۴۰
وی بقا همنشین نشان ترا
۴۱
نافرید آفریدگار مگر
۴۲
جز زیان مرا زبان ترا
۴۳
چند زیر لبم دهی دشنام
۴۴
تا ببندم میان زیان ترا
۴۵
می بدان آریم که برخیزم
۴۶
بوسه باران کنم لبان ترا
۴۷
به بیمم دهی به زخم سنان
۴۸
کی گذارم بدین عنان ترا
۴۹
تو سنان تیز کن از دل و چشم
۵۰
شد سنایی سپر سنان ترا

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.

از این شعر به پژوهش بروید

موضوع خود را وارد کنید؛ شاعر و اثرِ این شعر در محدوده باقی می‌مانند.