زمینه پژوهشدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
متن اصلی فارسی · بدون ترجمهٔ خودکاربازگشت به اثرآثار این شاعربررسی معنای ادبی ↓
سنایی · دیوان اشعار

قصیدهٔ شمارهٔ ۱۸

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
احسنت یا بدرالدجی لبیک یا وجه‌العرب
۲
ای روی تو خاقان روز وی موی تو سلطان شب
۳
شمس‌الضحی ایوان تو بدر الظم دیوان تو
۴
فرمان همه فرمان تو ای مهتر عالی نسب
۵
خه خه بنامیزد مهی هم صدر و بدر درگهی
۶
از درد دلها آگهی ای عنصر جود و ادب
۷
فردوس اعلا روی تو حکم تجلی کوی تو
۸
ای در خم گیسوی تو جانها همه جانان طلب
۹
صدر معین را سر تویی دنیا و دین را فر تویی
۱۰
بر مهتران مهتر تویی از تست دلها را طرب
۱۱
رویت چو «طاها» طاهرست «و اللیل» مویت ظاهرست
۱۲
امر «لعمرک» ناظرست دریا ک پاک آمد لقب
۱۳
برنه قدم ای شمع دین بر شهپر روح‌الامین
۱۴
کرو بیانت بر یمین روحانیانت دست چپ
۱۵
نازان ز قربت جد و عم، خرم به دیدارت حشم
۱۶
بنمای هان ای محتشم قرب دو عالم در دو لب
۱۷
گر از تو نشنیدی صلا شمع نبوت بر ملا
۱۸
خورشید بفگندی قبا ناهید بشکستی قصب
۱۹
هستی سزای منزلت هم ابتدا هم آخرت
۲۰
آری عزیز مملکت هستی تو ملکت را نسب
۲۱
در جام جانها دست کن چون نیست کردی هست کن
۲۲
ما را ز کوثر مست کن این بس بود ماء العنب
۲۳
بر یاد او کن جام نوش چشم از همه عالم بپوش
۲۴
گندم نمای جو فروش آخر مباش ای بوالعجب

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.

از این شعر به پژوهش بروید

موضوع خود را وارد کنید؛ شاعر و اثرِ این شعر در محدوده باقی می‌مانند.