قصیدهٔ شمارهٔ ۳۹ - در مدح خواجه عمید ثقةالملک، طاهر
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
دی دل ما فگار خواهد کرد
۲
وز ستم سوگوار خواهد کرد
۳
سده بهر نوید فصل بهار
۴
باز عهد استوار خواهد کرد
۵
پیش چونین نوید گر که ترا
۶
به امید بهار خواهد کرد
۷
برفشان آن گهر که کافر ازو
۸
در سقر زینهار خواهد کرد
۹
اژدهایی که اهل بدعت را
۱۰
روز محشر شکار خواهد کرد
۱۱
آنکه می فخر کرد ازو ابلیس
۱۲
جم از آن فخر عار خواهد کرد
۱۳
مو و زرین شود ازو پران
۱۴
چون زبانه چو مار خواهد کرد
۱۵
همچنو بیند آن زمان معیار
۱۶
آن که او را عیار خواهد کرد
۱۷
گوهری کو چو خود کند به مثال
۱۸
آن گهر کبدار خواهد کرد
۱۹
روی سرخی مادرش طلبد
۲۰
آنکه با اوش یار خواهد کرد
۲۱
بیقرار آفریدهای در طبع
۲۲
کیست کش با قرار خواهد کرد
۲۳
تا بینی که همچو هر سال او
۲۴
در زمانه چه کار خواهد کرد
۲۵
در میان هوا ز جنبش خویش
۲۶
فلکی مستعار خواهد کرد
۲۷
چون بنان محاسبش هر شاخ
۲۸
گویی انجم شمار خواهد کرد
۲۹
بینی از وی دو مایهٔ ثنوی
۳۰
چون دو سو آشکار خواهد کرد
۳۱
گل او آن نکرد روز از نور
۳۲
کامشب او از شرار خواهد کرد
۳۳
گوهری کو نگار نپذیرد
۳۴
عالمی چون نگار خواهد کرد
۳۵
جز وی از شمس همچو شمس از نور
۳۶
لیل را چون نهار خواهد کرد
۳۷
دو عرض کاندروست تف و شعاع
۳۸
بر سه جوهر نثار خواهد کرد
۳۹
آبرا لعل پوش خواهد کرد
۴۰
خاک را مشکبار خواهد کرد
۴۱
بر هوایی که سیم بارید ابر
۴۲
امشب او زربار خواهد کرد
۴۳
از تن لالهپوش لولو پاش
۴۴
صد نهان آشکار خواهد کرد
۴۵
آشکاری کوهسار از رنگ
۴۶
چون نهان بهار خواهد کرد
۴۷
کز نهیب بحار او فردا
۴۸
آسمان را بخار خواهد کرد
۴۹
چشم بیدیدهٔ فلک را دود
۵۰
دیدهها همچو نار خواهد کرد
۵۱
بر آن آب و رنگ را از عکس
۵۲
چون می و کفته نار خواهد کرد
۵۳
افسر امهات و آبا را
۵۴
بر سر خود فسار خواهد کرد
۵۵
ز آسمانها قلاده خواهد بست
۵۶
از قمر گوشوار خواهد کرد
۵۷
سخت سوی فلک همی پوید
۵۸
کار دیوانهوار خواهد کرد
۵۹
یا پدر زیر خاک میماند
۶۰
یا پسر اختیار خواهد کرد
۶۱
یا ز تاثیر طبع خود بر گل
۶۲
چون سه عنصر جوار خواهد کرد
۶۳
مگر از بهر خوش دلی فضلا
۶۴
چرخ را تار و مار خواهد کرد
۶۵
تا چو فخر دو کون در یکشب
۶۶
نه فلک را گذار خواهد کرد
۶۷
تا بر سعد اخترش از دود
۶۸
دیدهٔ نحس تار خواهد کرد
۶۹
تا نشان یافت رتبت خواجه
۷۰
همتش را شعار خواهد کرد
۷۱
ثقةالملک طاهر آنکه چو آب
۷۲
ایزدش پایدار خواهد کرد
۷۳
وز پی اتفاق و انصافش
۷۴
آب از آتش سوار خواهد کرد
۷۵
آب از امنش سپر شود آنرا
۷۶
که نهنگش شکار خواهد کرد
۷۷
قوت آب عزم او چون چرخ
۷۸
خاک را نامدار خواهد کرد
۷۹
جوهر باد حزم او چون خاک
۸۰
آب را با قرار خواهد کرد
۸۱
آن درختی که آب خشمش خورد
۸۲
دان که آن شاخوار خواهد کرد
۸۳
آب نظمش درخت فکرت را
۸۴
از خرد بیخ و بار خواهد کرد
۸۵
گلبنی را که آب عونش یافت
۸۶
دان که طبعش چنار خواهد کرد
۸۷
آب گوهر شود در آن کانی
۸۸
که ازو افتخار خواهد کرد
۸۹
خواب را در دو چشم خلق از امن
۹۰
قوت کوکنار خواهد کرد
۹۱
ای که تاثیر آب دولت تو
۹۲
گل اعدات خار خواهد کرد
۹۳
نعمتی را که بحرها نبرد
۹۴
رزق تو خود دمار خواهد کرد
۹۵
آب را تف طبعت از بس جود
۹۶
همه زرین بخار خواهد کرد
۹۷
آتش خشمت آب دریا را
۹۸
همچو آتش نزار خواهد کرد
۹۹
ایزد آن کلک را که لفظ تو یافت
۱۰۰
آتش آب خوار خواهد کرد
۱۰۱
ز آب حیوان بقات چون شعرت
۱۰۲
هر زمان نو شعار خواهد کرد
۱۰۳
گردد آتش حصار امنش اگر
۱۰۴
آب را در حصار خواهد کرد
۱۰۵
تا ز آب حرام عقل و سخن
۱۰۶
ذات عیب و عوار خواهد کرد
۱۰۷
آب و آتش برای این مدحت
۱۰۸
برد و گوهر فخار خواهد کرد
۱۰۹
ملک دنیا نخواهد آن کو را
۱۱۰
جود تو با یسار خواهد کرد
۱۱۱
دشمنت را چو آب اجل سوی مرگ
۱۱۲
هم ز عرضش مهار خواهد کرد
۱۱۳
روزگار آب روی داد آن را
۱۱۴
که برو روزگار خواهد کرد
۱۱۵
دشمنت زین سپس به عذر جواب
۱۱۶
خاک فرش عذار خواهد کرد
۱۱۷
گر نه از بخت بد چو هر عاقل
۱۱۸
نالهها زار زار خواهد کرد
۱۱۹
آب جاه تو آنکسی خواهد
۱۲۰
کایزدش بختیار خواهد کرد
۱۲۱
مهترا پا و سر در آب از شرم
۱۲۲
خویشتن را یسار خواهد کرد
۱۲۳
چون کف از تف عمامه خواهد بست
۱۲۴
چون بط از آب ازار خواهد کرد
۱۲۵
آب من برده گیر اگر با من
۱۲۶
جود تو همچو پار خواهد کرد
۱۲۷
آب آنراست نزد هر مهتر
۱۲۸
چون نبرد او قمار خواهد کرد
۱۲۹
آمدم چون پر آب آبله من
۱۳۰
تا دلت چختیار خواهد کرد
۱۳۱
ای سنایی مبر تو آب از کار
۱۳۲
کت خرد حق گزار خواهد کرد
۱۳۳
غوطهها خورد باید اندر بحر
۱۳۴
هر که در در کنار خواهد کرد
۱۳۵
کی بترسد ز زخم مار آنکو
۱۳۶
خویشتن یار غار خواهد کرد
۱۳۷
آب دیده مریز کت خواجه
۱۳۸
با ضیاع و عقار خواهد کرد
۱۳۹
آب را گرچه میل زی پستیست
۱۴۰
نظم تو کار نار خواهد کرد
۱۴۱
تافته گردد آنکه بی اقبال
۱۴۲
نام خود یادگار خواهد کرد
۱۴۳
رنجکی بیند آنکه بیکشتی
۱۴۴
بحر اخضر گذار خواهد کرد
۱۴۵
تا ز تاثیر نه فلک چار اصل
۱۴۶
کار کردست و کار خواهد کرد
۱۴۷
سرورا سرفراز کت نه چرخ
۱۴۸
افسر هر چهار خواهد کرد
۱۴۹
ز آبها تا بخار خواهد خواست
۱۵۰
بادها تا غبار خواهد کرد
۱۵۱
شادمان زی که در بقات سده
۱۵۲
این چنین صدهزار خواهد کرد
