زمینه پژوهشدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
متن اصلی فارسی · بدون ترجمهٔ خودکاربازگشت به اثرآثار این شاعربررسی معنای ادبی ↓
سنایی · دیوان اشعار

قصیدهٔ شمارهٔ ۵۴ - آن شاعر این شعر را در پاسخ حکیم سنایی فرستاد

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
باش تا حسن نگارم خیمه بر صحرا زند
۲
شورها بینی که اندر حبة الماوا زند
۳
از علای خلق او عالم چو علیین شود
۴
پس خطابش قرب «سبحان الذی اسری» زند
۵
کیست کو پهلو زند با آنکه دولتخانه را
۶
از بزرگی سر به «اوادنی» و «ما اوحی» زند
۷
در حجاب کبر یا چون باریا جولان کند
۸
تکیه کی بر مسند «لا خوف» و «لا بشری» زند
۹
در مصاف عاشقان در سینه‌های بی‌دلان
۱۰
ضربت قرب وصال از درد ناپیدا زند
۱۱
آنچه نتوانند زد آن دیگران بر هفت رود
۱۲
آن نوا از دست چپ آن ماه بر یکتا زند
۱۳
ای گلی کز گلبنت عالم همه گلزار شد
۱۴
وز گلت بوی «تبارک ربنا الاعلا» زند
۱۵
برگ دار گلبنت «طاها» و بیخش «والضحا»
۱۶
بار او «یاسین» و شاخش سر به «اوادنی» زند
۱۷
جوشها در سینهٔ عشاق نیز از مهر تو
۱۸
هر زمانی تف ورای گنبد خضرا زند
۱۹
شکر احسان تو مدح تست ای صاحب جمال
۲۰
نقش مدح تو رقم بر دیدهٔ بینا زند
۲۱
این جواب شعر استادم که گفت اندر سرخس
۲۲
«چون همی از باغ بوی زلف یار ما زند»

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.

از این شعر به پژوهش بروید

موضوع خود را وارد کنید؛ شاعر و اثرِ این شعر در محدوده باقی می‌مانند.