زمینه پژوهشدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
متن اصلی فارسی · بدون ترجمهٔ خودکاربازگشت به اثرآثار این شاعربررسی معنای ادبی ↓
سنایی · دیوان اشعار

قصیدهٔ شمارهٔ ۶۱ - نه هر که به طور رود موسی عمران شود

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
تا بد و نیک جهان پیش تو یکسان نشود
۲
کفر در دیدهٔ انصاف تو پنهان نشود
۳
تا چو بستان نشوی پی سپر خلق ز شوق
۴
دلت از شوق ملک روضه و بستان نشود
۵
تا مهیا نشوی حال تو نیکو نشود
۶
تا پریشان نشوی کار به سامان نشود
۷
تا تو در دایرهٔ فقر فرو ناری سر
۸
خانهٔ حرص تو و آز تو ویران نشود
۹
تا تو خوشدل نشوی در پی دلبر نرسی
۱۰
تا که از جان نبری جفت تو جانان نشود
۱۱
هر که در مصر شود یوسف چاهی نبود
۱۲
و آنکه بر طور شود موسی عمران نشود
۱۳
تو چنان والهٔ نانی ز حریصی که اگر
۱۴
جان شود خالی از جسم تو یک نان نشود
۱۵
صد نمازت بشود باک نداری به جوی
۱۶
چست می‌باشی تا خدمت سلطان نشود
۱۷
راه مخلوقان گیری و نیندیشی هیچ
۱۸
دیو بر تخت سلیمان چو سلیمان نشود
۱۹
دامن عشق نگهدار که در دیدهٔ عقل
۲۰
سرو آزاد تو جز خار مغیلان نشود
۲۱
مرد باید که سخندان بود و نکته شناس
۲۲
تا چو می‌گوید از آن گفته پشیمان نشود
۲۳
گر فرشته بزند راه تو شیطان تو اوست
۲۴
دیو دیوان تو با دیو به زندان نشود
۲۵
بی خود از هیچ به کفر آیی و این نیست عظیم
۲۶
با خود از هیچ به دین آیی و درمان نشود
۲۷
دست بتگر ببر و زینت بتخانه بسوز
۲۸
گر بت نفس و هوای تو مسلمان نشود
۲۹
کم زن بد دل یک لخت به عذرا نزند
۳۰
عاشق مصلح در مصلحت جان نشود
۳۱
خانهٔ سودا ویران کن و آسان بنشین
۳۲
حامل عاقل با زیره به کرمان نشود
۳۳
خواجه گر مردی زین نکته برون آی و مپای
۳۴
صوفی صافی در خدمت دهقان نشود
۳۵
گر تو رنگ آوری و طیره شوی غم نخورم
۳۶
سنگ اگر لعل شود جز به بدخشان نشود
۳۷
در سراپردهٔ فقر آی و ز اوباش مترس
۳۸
سینهٔ جاهل جز غارت شیطان نشود
۳۹
شربت از دست سنایی خور و ایمن می‌باش
۴۰
زان که گاه طمع او بر در خصمان نشود

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.

از این شعر به پژوهش بروید

موضوع خود را وارد کنید؛ شاعر و اثرِ این شعر در محدوده باقی می‌مانند.