زمینه پژوهشدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
متن اصلی فارسی · بدون ترجمهٔ خودکاربازگشت به اثرآثار این شاعربررسی معنای ادبی ↓
سنایی · دیوان اشعار

قصیدهٔ شمارهٔ ۸۱

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
ای دل از عقبات باید دست از دنیا بدار
۲
پاکبازی پیشه گیر و راه دین کن اختیار
۳
تخت و تاج و ملک و هستی جمله را در هم شکن
۴
نقش و مهر نیستی و مفلسی بر جان نگار
۵
پای بر دنیا نه و بر دوز چشم از نام و ننگ
۶
دست بر عقبا زن و بر بنده راه فخر و عار
۷
چون زنان تا کی نشینی بر امید رنگ و بوی
۸
همت اندر راه بند و گام زن مردانه‌وار
۹
عالم سفلی نه جای تست زینجا بر گذر
۱۰
جهد آن کن تا کنی در عالم علوی قرار
۱۱
تا نگردی فانی از اوصاف این ثانی سقر
۱۲
بی‌نیازی را نبینی در بهشت کردگار
۱۳
گر چو بوذر آرزوی تاج داری روز حشر
۱۴
باش چون منصور حلاج انتظار دار دار
۱۵
از حدیث عشق جانبازان مزن بر خیره لاف
۱۶
تا تو اندر بند عشق خویش باشی استوار
۱۷
باطن تو کی کند بر مرکب شاهان سفر
۱۸
تا نگردد رای تو بر مرکب همت سوار
۱۹
ای برادر روی ننماید عروس دین ترا
۲۰
تا هوای نفس تو در راه دین شد ره سپار
۲۱
چشم آن نادان که عشق آورد بر رنگ صدف
۲۲
والله ار دیدش رسد هرگز به در شاه‌وار
۲۳
تا تو مرد صورتی از خود نبینی راستی
۲۴
مرد معنی باش و گام از هفت گردون در گذار
۲۵
از پی یک مه که برگ گل دمد بر وی همی
۲۶
گرمی و سردی کشد در باغها یک سال خار
۲۷
گر غم دین داردت رو توتیای دیده ساز
۲۸
گرد نعل مرکب این افتخار روزگار

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.

از این شعر به پژوهش بروید

موضوع خود را وارد کنید؛ شاعر و اثرِ این شعر در محدوده باقی می‌مانند.