قصیدهٔ شمارهٔ ۱۱۵
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
بخ بخ اگر این علم برافرازم
۲
در تفرقه سوی جمع پردازم
۳
باشد بینم رخان معشوقم
۴
وز صحبت خود دری کند بازم
۵
از راهبران عشق ره پسرم
۶
با پاک بران دو کون در بازم
۷
شطرنج به شاهمات بر بندم
۸
در ششدره مهرهای در اندازم
۹
بر فرش فنا به قعده ننشینم
۱۰
در باغ بقا چو سرو بگرازم
۱۱
این عشوهٔ اوست خاک آدم را
۱۲
با صحبت جان و دل بدل سازم
۱۳
این گنج که تو ختم من از هستی
۱۴
در بوتهٔ نیستیش بگدازم
۱۵
این بربط غم گداز در وصلت
۱۶
در بهر نهم و بشرط بنوازم
۱۷
هر بیت که از سماع او گویم
۱۸
اول سخنی ز عشق آغازم
۱۹
این است جواب آن کجا گفتم
۲۰
«کی باشد کاین قفس بپردازم»
