زمینه پژوهشدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
متن اصلی فارسی · بدون ترجمهٔ خودکاربازگشت به اثرآثار این شاعربررسی معنای ادبی ↓
سنایی · دیوان اشعار

قصیدهٔ شمارهٔ ۱۳۰ - در مدح بهرامشاه

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
چون من و چون تو شد ای دوست چمن
۲
یک چمانه من و تو بی تو و من
۳
توی بی‌تو چو بهار اندر بت
۴
من بی من به بهار تو شمن
۵
توبهٔ سست بروتان شده‌است
۶
شکن زلفک تو توبه شکن
۷
حسن اندر حسن اندر حسنم
۸
تو حسن خلق و حسن بنده حسن
۹
بی سر و پای یکی چنبروار
۱۰
خر ما جسته و بگسسته رسن
۱۱
تو چو نرگس کله زر بر سر
۱۲
من چو گل کرده قبا پیراهن
۱۳
پشت من پیش تو شاخ سمنی
۱۴
پیش من روی تو صد دسته سمن
۱۵
شاخ چون روی تو پر لعل و درر
۱۶
آب چون زلف تو پر پیچ و شکن
۱۷
بر گریبان پر از ماه تو شاخ
۱۸
انجم افشانان دامن دامن
۱۹
شکفه پر زر و پر سیم گلو
۲۰
یاسمین پر می و پر شیر دهن
۲۱
بسته بر ساعد گل عقد گهر
۲۲
سوده در کام سمن مشک ختن
۲۳
سر به سر شاخ پر از عارض و زلف
۲۴
لب به لب جوی پر از خط و ذقن
۲۵
زیر سرو چو الف با خوی و می
۲۶
گشته یک تن الف دار دو تن
۲۷
غنچه همچون دل من با لب تو
۲۸
لاله همچون رخ تو در دل من
۲۹
عندلیب آمده در مدحت شاه
۳۰
رایگان همچو سنایی به سخن
۳۱
شاه بهرامشه آن کو بدو زخم
۳۲
جرم بهرام کند شش چو پرن
۳۳
آن شهی کز صفت گرز و سنانش
۳۴
که شود آرد فلک پرویزن
۳۵
پوستها بر تنشان گردد نیست
۳۶
هر که اندر کنفش نیست کفن
۳۷
او چه ماند به فلان و به همان
۳۸
او و تایید و جهانی دشمن

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.

از این شعر به پژوهش بروید

موضوع خود را وارد کنید؛ شاعر و اثرِ این شعر در محدوده باقی می‌مانند.