زمینه پژوهشدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
متن اصلی فارسی · بدون ترجمهٔ خودکاربازگشت به اثرآثار این شاعربررسی معنای ادبی ↓
سنایی · دیوان اشعار

قصیدهٔ شمارهٔ ۱۴۲

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
تا کی از یاران وصیت تخت و افسر داشتن
۲
وز برای لقمه‌ای نان دست بر سر داشتن
۳
تا تو بیمار هوای نفس باشی مر ترا
۴
بایدت بر خاک خواری خفت و بستر داشتن
۵
گر ترا بر کشور جان پادشاهی آرزوست
۶
پیش آزت زشت باشد دست و دل بر داشتن
۷
ور ره دین و شریعت ناگزیران بایدت
۸
چون رسن گرمی چه داری سر به چنبر داشتن
۹
کفر باشد از طمع پیش در هر منعمی
۱۰
قامت آزادگی چون حلقه بر در داشتن
۱۱
سیم و زر را خوار داری پیش تو آسان بود
۱۲
پیش ایزد روز محشر کار چون زر داشتن
۱۳
خار را در راه دین همرنگ گل فرسود نست
۱۴
در حقیقت خاک را هم بوی عنبر داشتن
۱۵
راستی در راه توحید این دو شرطست ای عجب
۱۶
چشم صورت کور و گوش مادگی کر داشتن
۱۷
آدمی اصلی بود با احتیاط و اصطفا
۱۸
هر چه از ابلیس معروفست منکر داشتن
۱۹
بگذر از رنگ طبیعت دست در تحقیق زن
۲۰
ننگ باشد با پدر نسبت به مادر داشتن
۲۱
هر که دارد آشنایی با همه کروبیان
۲۲
تخت همت باید از عیوق برتر داشتن
۲۳
زیر پای حرص دنیا چون دلت فرسوده شد
۲۴
دلبر همت چه سود آنگاه در بر داشتن
۲۵
قوت اسلام و دین بود اقتضای ایزدی
۲۶
ذوالفقار احمد اندر دست حیدر داشتن
۲۷
شرط باشد دین به حرمت داشتن در حکم شرع
۲۸
چون عروس بکر را با زر و زیور داشتن
۲۹
دوزخست انباشتن در ملت فردوسیان
۳۰
تشنه لب را در کنار حوض کوثر داشتن
۳۱
هر که او از موکب صورت پرستان شد برون
۳۲
بایدش طبل ملامت از قفا برداشتن
۳۳
و آنکه را اندیشهٔ عقلی بود گوید طبیب
۳۴
باید این را از غذا جستن نکوتر داشتن
۳۵
خود ندانی گر نبودی جان نبودی تن نکو
۳۶
بی‌سواری خود چه باید اسب و افسر داشتن
۳۷
گر نتابد سوی کان خورشید تابان بر فلک
۳۸
تیغ هندی از کجا آورد گوهر داشتن
۳۹
ناجوانمردی و بددینی بود کز ناکسی
۴۰
در مزاج این جان صافی را مکدر داشتن

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.

از این شعر به پژوهش بروید

موضوع خود را وارد کنید؛ شاعر و اثرِ این شعر در محدوده باقی می‌مانند.