شمارهٔ ۱ - افگنده در شور و شغب جان و دل عشاق را
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
ای کودک زیبا سلب سیمین بر و بیجاده لب
۲
سرمایهٔ ناز و طرب حوران ز رشکت در تعب
۳
زلف و رخت چون روز و شب زان زلفکان بلعجب
۴
افگنده در شور و شغب جان و دل عشاق را
۵
زیبا نگار نازنین رخ چون گل و بر یاسمین
۶
پاکیزه چون حور معین پیرایهٔ خلد برین
۷
بادا بر املاق آفرین کاید چو تو زان حور عین
۸
فخرست بر ما چین و چین از بهر تو املاق را
۹
عیار یار دلبری با غمزه و جان دلبری
۱۰
کردی ز جانم دل بری زان چشمکان عبهری
۱۱
در سحر همچون ساحری سنگین دل و سیمینبری
۱۲
دارم فزون ای سعتری در دل دو صد مرزاق را
۱۳
داری تو ای سرو روان بر لاله و بر ارغوان
۱۴
از مشک و عنبر صولجان از عشقت ای حور جنان
۱۵
گشتم قضیب خیزران سرندر جان و جهان
۱۶
چندین چه داری در غمان مر عاشق مشتاق را
۱۷
از هجرت ای چون ماه و خور کردی مرا بیخواب و خور
۱۸
بسته دل و خسته جگر لب خشک دارم دیده تر
۱۹
عهدی که کردی ای پسر با من تو ای جان پدر
۲۰
زنهار بر جانم مخور مشکن تو آن میثاق را
