غزل ۲
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
کشیده عشق در زنجیر، جان ناشکیبا را
۲
نهاده کار صعبی پیش، صبر بند فرسا را
۳
توام سررشته داری، گر پرم سوی تو معذورم
۴
که در دست اختیاری نیست مرغ بند بر پا را
۵
من از کافرنهادیهای عشق ، این رشک میبینم
۶
که با یعقوب هم خصمی بود جان زلیخا را
۷
به گنجشگان میالا دام خود، خواهم چنان باشی
۸
که استغنا زنی ، گر بینی اندر دام ، عنقا را
۹
اگر دانی چو مرغان در هوای دامگه داری
۱۰
ز دام خود به صحرا افکنی، اول دل ما را
۱۱
نصیحت اینهمه در پرده ، با آن طور خودرایی
۱۲
مگر وحشی نمیداند، زبان رمز و ایما را