غزل ۱۸
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
ننموده استخوان ز تن ناتوان مرا
۲
پیدا شده فتیلهٔ زخم نهان مرا
۳
تا زد به نام من غم او قرعهٔ جنون
۴
شد پاره پاره قرعه صفت استخوان مرا
۵
عمری به سر سبوی حریفان کشیدهام
۶
هرگز ندیده است کسی سرگران مرا
۷
از یک نفس برآر ز من دود شمعسان
۸
نبود اگر به بزم تو ، بند زبان مرا
۹
وحشی ببین که یار به عشرت سرا نشست
۱۰
بیرون در گذاشت به حال سگان مرا