وحشی · گزیده اشعار

غزل ۲۶

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
دلم را بود از آن پیمان گسل امید یاریها
۲
به نومیدی کشید آخر همه امیدواریها
۳
رقیبان را ز وصل خویش تا کی معتبر سازی
۴
مکن جانا که هست این موجب بی اعتباریها
۵
به اغیار از تو این گرم اختلاطیها که من دیدم
۶
عجب نبود اگر چون شمع دارم اشکباریها
۷
به سد خواری مرا کشتی وفا داری همین باشد
۸
نکردی هیچ تقصیر، از تو دارم شرمساریها
۹
شب غم کشت ما را یاد باد آن روز خوش وحشی
۱۰
که می‌کرد از طریق مهر ما را غمگساریها

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.