غزل ۳۱
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
مژدهٔ وصل توام ساخته بیتاب امشب
۲
نیست از شادی دیدار مرا خواب امشب
۳
گریه بس کردهام ای جغد نشین فارغ بال
۴
که خطر نیست در این خانه ز سیلاب امشب
۵
دورم از خاک در یار و ، به مردن نزدیک
۶
چون کنم چارهٔ من چیست در این باب امشب
۷
بسکه در مجلس ما رفت سخن ز آتش شوق
۸
نفسی گرم نشد دیدهٔ احباب امشب
۹
شمع سان پرگهر اشک کناری دارم
۱۰
وحشی از دوری آن گوهر سیراب امشب