غزل ۳۵
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
یاد او کردم ز جان سد آه درد آلود خاست
۲
خوی گرمش در دلم بگذشت و از دل دود خاست
۳
چون نفس امشب فرو بردم جدا از صبح وصل
۴
کز سر بالین من آن سست پیمان زود خاست
۵
دوش در مجلس به بوی زلف او آهی زدم
۶
آتشی افتاد در مجمر که دود از عود خاست
۷
از سرود درد من در بزم او افتاد شور
۸
نی ز درد من بنالید و فغان از رود خاست
۹
گر چه وحشی خاک شد بنشست همچون گردباد
۱۰
از زمین دیگر به عزم کعبهٔ مقصود خاست