وحشی · گزیده اشعار

غزل ۳۹

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
تا مقصد عشاق رهی دور و دراز است
۲
یک منزل از آن بادیهٔ عشق مجاز است
۳
در عشق اگر بادیه‌ای چند کنی طی
۴
بینی که در این ره چه نشیب و چه فراز است
۵
سد بلعجبی هست همه لازمه عشق
۶
از جمله یکی قصهٔ محمود و ایاز است
۷
عشق است که سر در قدم ناز نهاده
۸
حسن است که می‌گردد و جویای نیاز است
۹
این زاغ عجب چیست که کبک دریش را
۱۰
رنگینی منقار ز خون دل باز است
۱۱
این مهرهٔ مومی که دل ماست چه تابد
۱۲
با برق جنون کاتش یاقوت گداز است
۱۳
وحشی تو برون مانده‌ای از سعی کم خویش
۱۴
ورنه در مقصود به روی همه باز است

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.