وحشی · گزیده اشعار

غزل ۴۸

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
ترک من تیغ به کف ، بر زده دامن برخاست
۲
جان فدایش که به خون ریختن من برخاست
۳
می‌کشیدند ملایک همه چون سرمه به چشم
۴
هر غباری که ترا از سم توسن برخاست
۵
خرمن مشک چو بر دور مهت ظاهر شد
۶
دود از جان من سوخته خرمن برخاست
۷
وحشی سوخته را بستر سنجاب نمود
۸
هر سحرگه که ز خاکستر گلشن برخاست

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.